دسته بندی ها | ایران

باز هم یک چهارشنبه سوری
سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴
از مراسم چهارشنبه سوری دانشجویان
سال گذشته به معرفی بعضی از آداب و رسوم چهارشنبه سوری پرداختیم که هنوز هم در نزد بسیاری از خانواده های سنتی و اهل ذوق اجرا میشوند، اما بد نیست کمی هم از آداب و رسومی بشنویم که در تهران قدیم و در دوران کودکی و نوجوانی پدربزرگها و مادربزرگهایمان وجود داشته اند.

آداب و رسوم چهارشنبه سوری علاوه بر سرگرم کننده بودن به خرافات بسیاری آمیخته بوده که گاهی، همین رسوم خرافی به شیرینی و جذابیت آن می افزوده است. جعفر شهری در مجموعه با ارزش "طهران قدیم" به شرح این آداب و مراسم پرداخته است که در اینجا به طور خلاصه به نقل بعضی از آنها میپردازیم:

شب چهارشنبه سوری
آخرین سه شنبه آخر سال را شب چهارشنبه سوری میگفتند. این شب نزد مردم از حرمت خاصی برخوردار بود و آنها اعتقاد داشتند که :
در این شب شعاع نور ربوبیت در کوه طور بر موسی (ع) ظاهر میشود، در این شب آتش بر ابراهیم خلیل (ع) گلستان میشود و در این شب زرتشت به پیغمبری رسیده و آتش، صفات ملکوتی او را آشکار میکند. به این ترتیب که آتش از بین چهار عنصر اصلی، تنها عنصری است که نورانی بوده و به سمت بالا حرکت میکند، هر پلیدی را طاهر میکند و خود آلوده نمیشود و مظهر گرما و حیات به شمار میرود.

به همین خاطر، ایرانیان شب چهارشنبه سوری را شبی برای روا شدن حاجتها و اجابت شدن خواسته های خود میدانند و آنرا گرامی داشته و برای خیر و شگون مراسم متعددی را انجام میدهند.

از آداب چهارشنبه سوری
تعویض آب حوض : از یکی دو روز مانده به چهارشنبه سوری، باقی مانده آب حوض و حوضچه های خانه را خالی میکردند( توجه کنید که در آن زمان آب لوله کشی نبود) ، به این صورت که زنهای خانه قبلا تمام شست و شوها اعم از ظرف و ظروف و البسه و هر چیز شستنی دیگر را شسته و آب میکشیدند، السه را بر روی بند پهن میکردند و کنار آنها را به نیت اتصال خانواده به هم گره میزدند.

بعد از آن کمی سرکه و خاک ذغال در حوض ریخته و آب حوض کش را خبر میکردند و یا دسته جمعی به خالی کردن حوض می پرداختند (توجه کنید که در آن زمان حوضها ره آب نداشته که با باز کردن آن، آب حوض خالی شود). این کار علاوه بر نظافت دلیل دیگری نیز داشت که آنهم بیرون ریختن سیاهی و ترشی و بد دلی از خانواده بود. این آب را به جوی کوچه میریختند و پس از شستن حوض، هر یک از اعضای خانواده حبه قند یا تکه نباتی به حوض انداخته و سپس آنرا از آب زلال و تازه پر میکردند. این آب نشان روشنی و صفای خانه بود و تا تحویل سال نو باید دست نخورده باقی میماند.

تهیه اسباب بزک (آرایش) : از صبح روز سه شنبه تا هنگام اذان ظهر، وقت مناسبی برای خرید اسباب بزک موجود بود که شامل سفیداب و سرخاب، رنگ ، روناس، حنا، وسمه و سرمه و امثال اینها بود که انتخاب آن هم برای خود قوانینی داشت و خانمهای باسلیقه سرخاب تبریز، سفیداب ملایر، رنگ و روناس (رنگی سرخ از گیاهی به همین نام که برای رنگ مو استفاده میشد) شیراز و وسمه (گیاهی که دم کرده آن را بر روی ابرو قرار میدادند تا رنگ بگیرد و تیره تر شود) و حنای کاشان را از همه بهتر میدانستند و سرمه را نیز خودشان با مغز بادام، مغز قلم گاو و سنگ سرمه قزوین در خانه تهیه میکردند.

(مغز بادام یا هر مغز مفید دیگر مانند گردو یا فندق را میسوزاندند و سوخته آنرا با اندکی مغز قلم گاو و سنگ سرمه ساییده مخلوط میکردند و این ترکیب مقوی را در سرمه دان ریخته و برای زیبایی و تقویت مژه و زیاد شدن قوه بینایی بر چشم میکشیدند)

برای "پرورده شدن" این لوازم هم اعمال زیر را انجام میدادند :

سرخاب را باید تا چهل روز در شعاع طلوع خورشید قرار میدادند و سفیداب را درون کیسه ای پارچه ای، زیر فرش دم در میگذاشتند که زیاد پا بخورد و نرم شود، این سرخاب درخشندگی چهره را زیادتر میکرد و سفیدابش بهتر روی صورت میخوابید. حنا را هم در همان روز خیس میکردند و برای شگون، کمی از آنرا بر کف دست میگذاشتند.

از مراسم چهارشنبه سوری سال 82>
افسون مهر و محبت : با توجه به اینکه شب چهارشنبه سوری، زمان مناسبی برای برآورده شدن نیات و حاجات بود، کار دعا نویسان و زنان کولی در این روز سکه بود. زنان شوهردار برای جلب محبت شوهران دست به دامن این افراد شیاد میشدند و با تهیه دعای مهر و محبت (که با آداب خاصی نوشته میشد و بنا به وسع دارنده، درون پارچه، کیف کوچک یا جعبه ای ظریف از طلا یا نقره قرار میگرفت و همراه دارنده آن همواره مورد توجه و علاقه شوی خود بود)، و خریدن مهرگیاه که ریشه گیاهی بود سمی که خورد مداوم آن موجب اختلال فکر و جنون میگشت اما به خاطر اسم آن، مورد استفاده رمالان و جادوگران بود تا زنان ساده لوح را سرکیسه کنند. اشیایی چون مهره مار که معمولا از میان سنگهای کنار رودخانه و دریا جدا میشد و هیچ منشاء "ماری" نداشت نیز از جمله مواردی بود که زنان کولی، با آب و تاب فراوان و با اشک و آه از خود دور ساخته و با کلی منت به زن بخت برگشته میفروختند تا محبوب شود و احتمالا بر هووی خود پیروز گردد.

آجیل شب چهارشنبه سوری : این آجیل نیز یمن و شگونی داشت که با خود به خانه ها می آورد و از هفت نوع خوردنی و میوه خشک مانند: کشمش، نخودچی، توت، انجیر، خرما خرک (خرمای زرد و خشک)، قیصی و باسلق تشکیل میشد. فلسفه هفت نوع بودن آن این بود که اولا اشاره به کواکب هفتگانه (هفت ستاره) داشت و در اصل هر یک از آنها برای خشنودی یکی از این ستارگان بود تا کارهای اهل خانه و خرنده و خورنده را در طول سال بر وفق مراد نمایند و دیگر اینکه این خوراکیهای هفت اندام اصلی بدن را که شامل مغز، قلب، کلیه، کبد، معده و امعا و مثانه را تقویت نمایند و اعتقاد داشتند که کشمش قوت مغز، توت نیروی قلب، نخودچی جهت کلیه، خرما خرک برای معده، انجیر مفید کبد، قیصی نافع امعا و باسلق سلامت و فعالیت مثانه را بر عهده داشتند.

بته افروزی : هنگامی که آفتاب رو به زوال میگذاشت و تمام آداب و شرایط به جز یکی دو مورد اجرا شده بود، وقت آن میرسید که در آخرین ذرات روشنی خورشید، بته ها را در حیاط خانه یا در کوچه به ردیف دنبال هم بچینند، اولین کپه را با کبریت روشن کنند و هر کپه بته را با آتش کپه قبل از آن روشن نمایند. پس از افروخته شدن بته ها، کسانی که منتظر پریدن از روی آنها هستند، به نوبت شروع به دویدن و پریدن میکنند تا شعله ها فروکش کنند و آتش به پایان برسد.

شرایط بته افروزی : مهمترین شرط این است که بته ها باید در سه، پنج یا هفت کپه چیده شوند. بهترین و کاملترین آن هم هفت کپه است.

دوم اینکه شعله آتش حتما باید از بته باشد تا سریع مشتعل شود و آتشی شدید، داغ و سرخگون داشته باشد تا نشان سلامتی و رفع بدیها باشد.

سوم اینکه کپه های بته باید رو به قبله ردیف شده باشند تا در برآورده شدن حاجات تسریع شود.

و چهارم اینکه کسانی که با پریدن از روی بته به دنبال روا شدن حاجتی هستند، باید در تهیه و خرید آن سهیم باشند.

عقاید در بته افروزی : قبل از افروختن بته ها، هر کس در دل خود بته ای را در نظر میگرفت و نیت میکرد و جواب نیت خود را از شیوه سوختن آن میگرفت. به این ترتیب که اگر میخواست انجام شدن یا نشدن کاری را در نظر داشت، اگر شعله های آن دیرتر از کپه های دیگر خاموش شود، کارش انجام خواهد شد اگرنه به نتیجه نمیرسد. اگر موضوع نیت موردی چون رفع مرافعه و فرونشستن کینه و دفع غم و غصه بود، پاسخ نیت مطلوب، عکس مورد قبلی بود و اگر شعله ها زود خاموش میشد خوب بود.

اگر پیراهن یا بدن شخص در حال پریدن از آتش دچار سوختگی میشد، دشمن بر او غلبه میکرد و اگر هنگام جهیدن در وسط آتش می افتاد، به نعمت میرسید.

اگر بته مورد نظر کسی هنگام سوختن سر و صدا میکرد، اگر مرد بود کار و کسبش رونق میگرفت و اگر زن بود به اولاد میرسید.

اهالی خانه یا کوچه منتظر میشدند تا آخرین شعله های آتش خاموش شود و خاکسترها سرد شود و بعد هر کس مقداری از این خاکستر را برداشته، تکه ای ذغالی به آن اضافه میکرد و در پارچه نشسته لباس خود میبست و در کنار آب رفته، خاکستر و ذغال را به آب میریخت و میگفت: "ریختم و از غم گریختم" تا سردی، خمودگی، سیاهی و غم را از زندگی خود دور کند.

به امید آنکه سیاهی و زرد رویی از همه دور باشد، چهارشنبه سوری شادی برایتان آرزو میکنیم.

برگرفته از "طهران قدیم" نوشته جعفر شهری
عکسها از سایتهای tusca.ut.ac.i , hasanpix.com
سحر شهاب

ارسال چاپ XML OYAX OYAX
هر گونه استفاده از این مطلب بدون ذکر لینک "مجله الکترونیکی فریا" به عنوان لینک منبع،غیر قانونی است.
  • چرا از اعتقادات مذهبی به نام خرافات یاد می کنید.

    اسفند ۲۴م, ۱۳۸۴
  • بعید می دانم هیچ یک از آداب خرافی که نام بردیم ربطی به مذهب داشته باشند، دعا نویسی، نیت کردن به چگونه سوختن بته و امثال آن در کدام مذهب وجود دارند؟ اگر شما به این رسوم اعتقاد دارید، حرف دیگری است اما باز هم نمیتوان نام مذهب روی آن گذاشت.

    اسفند ۲۴م, ۱۳۸۴
  • در این شب شعاع نور ربوبیت در کوه طور بر موسی (ع) ظاهر میشود، در این شب آتش بر ابراهیم خلیل (ع) گلستان میشود و در این شب زرتشت به پیغمبری رسیده و آتش، صفات ملکوتی او را آشکار میکند. به این ترتیب که آتش از بین چهار عنصر اصلی، تنها عنصری است که نورانی بوده و به سمت بالا حرکت میکند، هر پلیدی را طاهر میکند و خود آلوده نمیشود و مظهر گرما و حیات به شمار میرود.

    اسفند ۲۶م, ۱۳۸۴
  • فقط بنظر رسید که اینها رو همه جزو خرافات بیان کردید شاید هم من اشتباه می کنم.

    اسفند ۲۶م, ۱۳۸۴
  • این سایت خیلی قشنگ بود.

    فروردین ۹م, ۱۳۸۵
  • خیلی جالب بود

    فروردین ۱۳م, ۱۳۸۵
  • دوست عزیز ممکن است دعا نویسی، نیت کردن به چگونه سوختن بته و امثال آن در هیچ مذهبی وجود نداشته باشد اما عقایدی در مذاهب وجود دارد که به مراتب سطحی تر و خرافی تر هستند.

    فروردین ۱۴م, ۱۳۸۵
  • ایا دعایی بزای باطل کردن سحر سراغ داری یا زبان بند تو رو خدا برام بفرست آیدی من marjan_jan17

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۵
  • اگر سوال شما شوخی است که هیچ، اما اگر جدی است، فکر نمیکنید زندگی خودتان را با این خرافات به باد میدهید؟ مثبت اندیش باشید و بدانید که تاثیر جادو، در واقع همان طرز فکر منفی ناشی از وحشت و اعتقادی است که به این نوع خرافات داریم و با وارد کردن این افکار به جنبه های مختلف زندگی، “خودمان” موجب خراب شدن کارها میشویم. اگر با روشن بینی رفتار کنید و در زندگی خود عقل و منطق را جایگزین افکار موهوم کنید، هیچ کسی نمیتواند شما را “جادو” کند.

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۵
نظر شما ...

گالری عکس - دیدن همه عکس ها ...

20070421165149_1.jpg 20060722112806_12.jpg 20071202123720_title.jpg 20060406105743_17_resize.jpg 20060701132647_5_resize.jpg 20060622120641_ss_sip943219_resize.gif 20060622114844_ss_s046brs.jpg 20060118170521_12.jpg 20060118170109_05.jpg