کودکان با غذاهای فوری “اعتیاد آور” ، محکوم به چاقی مفرط هستند

امروزه در اکثر کشورهای جهان، چاقی کودکان به شکل غیر قابل کنترلی درآمده است.
محققین اعلام کردند غذاهای فوری یا fast food که امروزه بخش بزرگی از برنامه غذایی مردم جهان را تشکیل داده و دارای کالری فراوان و مواد فیبری اندک هستند، با برهم ریختن تعادل هورمونی در
کودکان، آنها را به خوردن بیش از حد وامیدارند.
هنگامی که صحبت از بیماری چاقی در کودکان به میان می آید، والدین و فرزندانشان در معرض اتهام قرار میگیرند. اما پروفسور رابرت لاستینگ (Robert Lustig) از دانشگاه کالیفرنیا عقیده دارد
تغییراتی که در زمان فرآوری شدن مواد غذایی روی میدهد، غذا را به ماده ای “سمی” و “اعتیاد آور” مبدل میکند که همین امر موجب چاقی مفرط میشود.
امروزه در اکثر کشورهای جهان، چاقی کودکان به شکل غیر قابل کنترلی درآمده است و هر چند در ایران هنوز به شکلی تهدید کننده درنیامده است، اما با پیشرفت صنعت مواد غذایی فوری و افزایش
رستورانهای fast food، باید نگران ابتلا به این عارضه اجتماعی باشیم.
آخرین تحقیقات نشان میدهد که روند تولید مواد غذایی کارخانه ای “محیطی سمی” ایجاد میکند که کودکان را به سوی بیماری چاقی سوق میدهد.
پروفسور لاستینگ در این باره میگوید در طی ۳۰ سال گذشته، روشهای فراوری مواد غذایی به شدت تغییر کرده است و مواد غذایی فرآوری شده به علت تاثیری که بر هورمون انسولین میگذارند، عموما
اعتیاد آور شده اند.
“در کل، فروکتوز(قند) بیش از حد لزوم و فیبر کمتر از حد نیاز، به خاطر تاثیرشان بر انسولین، اساس ایجاد چاقی هستند.”

روشهای فرآوری مواد غذایی طی سی سال گذشته به علت تاثیری که بر هورمون انسولین میگذارند، عموما اعتیاد آور شده اند.
انسولین به دو روش بر مغز تاثیر گذارده و پرخوری را تشدید میکند. اول اینکه انسولین با خنثی کردن تاثیر هورمون لپتین (leptin)، مسیر پیامهای هشدار دهنده ای که از ذخایر چربی بدن به مغز فرستاده
میشود را مسدود میکند. هنگامی که ترشح لپتین تحت تاثیر رژیمهایی با قند زیاد و فیبر کم، کاهش یافته یا متوقف میشود، بدن دچار حالتی میشود که به آن مقاومت در برابر لپتین گفته میشود و نتیجه آن بی
تحرکی و پرخوری است.
حالت دوم این است که هورمون انسولین پیامهایی را که حامل دوپامین (dopamine) هستند افزایش میدهند. دوپامین ماده ایست که احساس لذت از خوردن را ایجاد میکند و افزایش آن، تمایل به خوردن را
افزایش میدهد.
پروفسور لاستینگ گفته است که امروزه قند به آن دسته از مواد غذایی که قبل از این حاوی قند نبوده اند هم افزوده میشود و از فیبر این مواد کاسته میشود. به گفته او، هنگامی که به کودکان غذایی آماده و
ارزان، سرشار از قند و خالی از فیبر داده میشود، نمیتوان آنها را به خاطر پرخوری و چاقی مقصر دانست. روش سپردن مسئولیت امور شخصی به کودک و مواخذه او به خاطر چاقی، کار صحیحی نیست زیرا
هیچ کودک یا نوجوانی علاقه ندارد چاق باشد.
از طرفی، کودکان کم سن و نوجوانانی که مسئول تهیه غذای خود نیستند، نقش مهمی در نوع غذایی که در خانه یا مدرسه به آنها داده میشود ندارند، کودکانی که در سنین قبل از مدرسه هستند که به هیچ وجه در
این ماجرا نقشی ندارند و نمیتوان آنها را “مسئول امور شخصی و جلوگیری از چاقی” خود دانست.
کارولین سواین (Caroline Swain)، مدیر موسسه امور مربوط به وزن، میگوید :
“واضح است که اگر غذایی شیرین و چرب را در فهرست انتخابهای خود داشته باشیم، کودک آنرا برمی گزیند.”
“والدین و مسئولین مدارس باید مجموعه ای از اغذیه سالم را در اختیار کودکان قرار دهند نه اینکه از آنها بخواهند بین کلوچه و هویج یکی را انتخاب کنند.”
در واقع آنچه اهمیت دارد، برقرار کردن تعادل در رژیم غذایی است زیرا هیچ ماده غذایی به خودی خود مضر نیست، بلکه عدم تعادل و نادیده گرفتن نیازهای بدن موجب بروز مشکلاتی از قبیل چاقی مفرط
میشود.




