جمعه بازار تهران - خیابان جمهوری
همانطور که از اسمش بر می آید بازارچه ایست که روزهای جمعه از صبح تا نزدیکیهای بعد ازظهر حوالی ساعت 2-3 در بعضی نقاط شهر برگزار می گردد. البته برگزاری این بازارهی هفتگی در
شهرستانها رواج بیشتری دارد. دوشنبه بازار ... سه شنبه بازار و ... این بازارها که به صورتی غیر رسمی در یک محل عمومی نظیر پارکینگهای سر پوشیده یا در شهرستانها در فضاهایی به فاصله نزدیک با
مرکز شهر برگزار میشوند محلی هستند برای عرضه محصولات متفاوت .اعم از کالاهای صنایع دستی تا اشیای قدیمی و آنتیک که علاقه مندان خاص خود را دارد.
تهران شهر بزرگی است و در نظر اول به علت پایتخت بودن و استفاده از ابزار مدرنیته مردم نباید به این قبیل سنتهای قدیمی و باستانی توجهی نشان دهند اما اگر سری به این جمعه بازار که روزهای جمعه دریک پارکینگ طبقاتی واقع در خیابان جمهوری بعد از چهار راه استانبول برگزار میشور بزنید خودتان از حضور جمعیتی این چنین مشتاق و علاقه مند تعجب میکنید ونه تنها تهرانیها بلکه افرادی از شهرهای کوچک اطراف و جمعی از خارجیهای ساکن تهران را که به این قبیل بازارچه ها علاقه مند هستند مشاهده می کنید.
متفاوت با قبل
انواع ظروف قدیمی
روز ششم خرداد با یک دوربین عکاسی به محل برگزاری این جشنواره محلی رفتم. چندسال پیش که تفریحی و خیلی سطحی برای دیدن این مجموعه رفتم با آنچه در این جمعه بازار دیدم متفاوت بود.
این جمعه بازار پیش از اینها در پارکینگی واقع در خیابان ناصر خسرو حد فاصل خیابان 15 خرداد و میدان توپخانه برگزار می شد و محیطی چندان امن برای من و سایر خانمها نبود، ضمن اینکه عمده فروشندگان لوازم و وسایلی چون سنگهای خام،نگینهای رنگارنگ قدیمی،اسکناسها و سکه های با ارزش،نقره جات ،تسبیح و انواع اسلحه های شکاری می فروختند در حالیکه در این جمعه بازار انواع جنسهای مختلف از صنایع دستی و ادوات موسیقی تا ساعت،ظروف بلوری و حتی وسایل چوبی و در یک غرفه گوشی موبایل هم دیدم!
تفاوت بازارچه کنونی با قبلی تنها به این قبیل وسایل محدود نمیشد و از نکات قابل توجه سازمان دهی فروشندگان،کد گزاری و داشتن کارت هویت آنهاتوسط شهرداری بود.سازمان شهرداری با تحت پوشش گرفتن این فروشندگان با ایجاد اشتغال زایی سعی درکنترل فعالیت فروشندگان دوره گرد خیابانها و میادین دارد و به وسیله برگزاری چینین بازارچه هایی آنها را تشویق به انجام فعالیتهای قانونی و سامان دهی شده دارد.
حضور زنان فروشنده
انواع ساعت های قدیمی
حضور زنان در این بازارچه به عنوان فروشنده از نکات جالب توجه دیگر بود که در برخی غرفه ها لوازمی چون سنگهای تزیینی و قیمتی،روفرشیهای دست باف،زیور آلات دخترانه ،رو بالشتی و کوسنهای منجوق دوزی و برخی تابلوهای مینیاتور و کلاژ می فروختند .
البته از حق نباید گذشت که در میان این وسایل کهنه ونو ،چیزهای به درد نخوری مثل دسته شکسته یک قوری نقره یا استکانهای لب پریده 40-50 سال پیش که ممکن بود بعضا" خود ما آنها را به سطل آشغال بیندازیم و به نظرمان بی مصرف بیاید وجود داشت که فروشنده با مبلغی کم یا زیاد سایرین دعوت به خرید و گذاشتن آن در ویترین اشیای قدیمی منزل می کرد و من متحیر بودم که آبا واقعا" کسی حاضر میشود آن را در ویترینش بگذارد و یا .....
مجلاتی با عمر 30 سال
در یکی از غرفه ها در کمال تعجب چشمم به انبوهی روزنامه و مجله ایرانی و خارجی افتاد و با کمی دقت متوجه شدم که این مجلات قدمتی 25 تا 30 سال دارند و حتی بعضی بورداهای خیاطی بودند که سال انتشارشان به چند سال قبل از تولدم بر میگشت. جالب آنکه خانمها برای ورق زدن این مجلات حسابی مشتاق بودند و مجلات خیاطی را با شور و شوق فراوان نگاه میکردند.
انواع لوازم قدیمی از جمله دق الباب
تلاش من برای پیدا کردن مسوول برگزاری این جمعه بازار به دلیل عدم حضور ایشان به در بسته خورد، چرا که ظاهرا" روز جمعه و بود و اخلاق پسندیده در خدمت خانواده بودن بر هر کاری واجب تر بود.فقط توانستم از یکی از همان فروشندگان اطلاعاتی مختصر در خصوص این مجموعه بگیرم. به عنوان مثال مسولین برگزاری برای آن عده که کارت صادر کرده بودند حق بر پا کردن بساط خود را داده بودند و البته بودند فروشندگانی که کارت نداشتند و به قول معروف قاچاقی در آنجا حضور داشتند. ضمن اینکه فردی از پشت بلندگوی سالن مرتبا" تکرار می کرد که مردم فقط از کسانی که کارت هویت در سمت چپ سینه شان وصل است خرید کنند! اما مطمئنا" کسی به ابن تذکر توهی نشان نمی داد و اکثرا" برای خرید آنه در بازارها و فروشگاهای مدرن شهر پیدا نمی شد و یا اگر هم بود قیمتی سر سام اور داشت با هم در حال بحث مناظره بودند.
با کمک یکی از کسانی که نسبتا" از سایرین دلسوز تر بود و یا شاید هم با شنیده اسم گزارش و عکس هیجانزده شده بود قرار شد تا هفته آینده بتوانیم ملاقاتی با مسوول برگزاری این جمعه بازار داشته یاشم و اینگونه شد که پس از تهیه چند عکس با اجازه صاحبان غرفه از محل خارج شدم و در حالیکه دلم میخواست چیزهای زیادی برای خودم و دوستانم بخرم ،آن را به هفته آینده موکول کردم.
سلام می شه اگر مسوولش رو دیدی بپرسی چطوری می شه اونجا غرفه زد؟
بهمن ۱م, ۱۳۸۵با تشکر
تا جایی که من میدونم این آقا خودش برای سرکشی و نظارت روزهای جمعه در بازار است، فقط باید از یک غرفه داری که بخیل نباشه بپرسین کجا میشه پیداش کرد.
بهمن ۲م, ۱۳۸۵سلام مسئول اونجا اقای فرهنگی است من ۸ ساله میرم جمعه بازار با اینکه کار اصلی من این نیست و مهندسم که نو یه شرکت معروف کار می کنم ولی این جلوی رفتن منو نگرفته چرا که این کارو دوست دارم ۱ و دیگه فروش من تو جمعه بازار تو یه هفته شاید از حقوق ۱ ماه شرکت بیشتر باشه
مرداد ۲۸م, ۱۳۸۶سلام دوست ناشناس
بهتره یک روز خودت با بار و بندیل بری و بساط پهن کنی …. مسوول خودش سر و کله اش پیدا میشه ….!!!
به ما هم بگو چه میخواهی بفروشی …شاید ما هم اومدیم ….. موفق باشی
شهریور ۴م, ۱۳۸۷