
نمایشگاه و کنفرانس داروین در نیویورک
چند روزی است که بسیاری از دانشمندان طرفدار نظریه تکامل داروین در نیویورک گردهم آمده اند تا در نمایشگاه و کنفرانسی درباره این نظریه به بحث و تبادل نظر بپردازند چرا که هنوز این نظریه مخالفان بسیاری دارد.
جالب است بدانید بدلیل مخالفت هایی که مقامات مذهبی کاتولیک با برگزاری این نمایشگاه داشتند، هیچ از شرکت های خصوصی آمریکایی حاضر نشدند حامی مالی این نمایشگاه شوند و پرداخت هزینه 3 میلیون دلاری برگزاری نمایشگاه را تنی چند از ثروتمندان طرفدار علم تقبل کردند.
در این رابطه موزه ملی تاریخ طبیعی در آمریکا که محل برگزاری این گردهم آیی است، مجموعه مطالبی را در مورد این نظریه در سایت خود قرار داده است و ما بدون آنکه قضاوتی راجع به صحت و سقم این نظریه داشته باشیم، طی چند نوشته آنها را برای علاقمندان به علوم منتشر می کنیم.
پیش از چارلز داروین
قبل از اینکه داروین بدنیا بیاد و نظریه تکامل خود را ارائه کند، بسیاری از مردم انگلستان عقاید خاصی نسبت به طبیعت و گونه های جانداران داشتند. آنها معتقد نبودند که همه جانداران متعلق به یک درخت خانواده هستند و معتقد بودند که گونه های جاندارن از ابتدای زمانی که خلق شده اند به همین گونه فعلی بوده اند.
آنها عمر زمین راحدود شش هزار سال دانسته و به این ترتیب امکان اینکه طی این مدت زمان کم تغییرات گسترده و دگرگونی های اساسی در گونه های جانداران بوجود آمده باشد را رد میکردند. آنها معتقد بودند که انسان متعلق به زمین نیست و از دنیای دیگری به این سیاره آمده است.
در نگرش آنها به هستی، دنیا بصورت یک موجود ثابت و بدون تغییر دیده می شد و بدلیل نبودن وسایل حمل و نقل یا ارتباطی اغلب مردم تا آخر عمر در اطراف مزارع خود زندگی می کردند و معمولآ شغل پدر را دنبال می کرده و کمتر از قسمتهای مختلف دنیا اخبار جدید داشتند.
انقلاب صنعتی ، تغییر و ظهور تفکر دموکراسی، جوامع را متحول ساخت و نشان داد که روال گذران یک جامعه نمی تواند ثابت و ماندگار باشد. اما آیا چنین قانونی در ایجاد تغییر و تحول در گونه های جانداران هم صدق می کند؟ پیش از ارائه نظرایات داروین، مردم نمی توانستند متوجه شوند که دنیا جاودانه است و از گذشته ای که مرز ندارد به آینده بی انتها می رود و در این مسیر بتدریج دستخوش تغییر و تحولات عمیق می شود.

در این نمایشگاه ماکتهایی از حیوانات ماقبل تاریخ
نیز به نمایش گذاشته شده است.
تحقیقات زیست شناسان
در سال 1800 زیست شناسان مطالب زیادی را راجع به طبیعت و جانوران می دانستند. آنها نمونه های مختلف جانداران را جمع آوری کرده بودند و ضمن طبقه بندی، در حال تحقیق بر روی ویژگیها و صفات مشترک آنها بودند.
اما تنها تعداد کمی از آنها از جمله جین باپتیست لامارک (Jean-Baptiste Lamrk) و اراسموس داروین (Erasmus Darwin)، - پدر بزرگ چارلز داروین - در یافته بودند که ویژگی های مشترک گونه های جانوری بگونه ای است که نشان می دهد در آنها به تکامل رسیده است، به بیان دیگر همه آنها در نهایت گذشته به یک جد باز میگردند.
این عده قلیل از دانشمندان همواره با خود می گفتند که :
"چگونه مردم نمی توانند روند تکامل صفات و ویژگیها در جانداران را که بوضوح مشخص است درک کنند! همه اینها سر نخهایی است که نشان می دهد همه گونه های جانداران با یکدیگر مرتبط هستند."
با این وجود هنوز کسی نتوانسته بود بصورت قانع کننده دلایل کافی برای فرضه تکامل گونه های جانوری ارائه کند. اینکه مثلآ چرا در گذر زمان بینی یک جانور از حالتی به حالت دیگر تبدیل شده است. آن دسته از دانشمندانی که علاقه ای به فکر کردن نداشتند می گفتند :
"هر گونه خاص از جانوران از یک ریشه خاص بوجود آمده اند و خلقت مخصوص به خود را دارد."
در واقع ارائه توجیه و دلیل منطقی برای این موضوع که چگونه در میان گونه های جانوران صفاتی در طول زمان تغییر می کند، بسیار دشوار بود.

نسخه اصلی یکی از کتابهای داروین
یافته های اولیه
لامارک متوجه شده بود که بسیاری از جانوران توانایی های خاصی برای تطبیق خود با شرایط زندگی دارند. گردن دراز زرافه نمونه آشکار این تطبیق است که به او اجازه می دهد بسادگی از برگ درختان بلند تغذیه کند. اما یک زرافه چگونه چنین گردن درازی را بدست آورده است؟
لامارک فکر می کرد که تلاش این حیوان در طول زمان برای دستیابی به برگ درختان بلند وی را وادار کرده تا همواره گردن خود را به بالا بکشد و در طول زمانهای بسیار، این گردن دراز برای او شکل گرفته است.
اما نکته کلیدی آن بود که آیا این امکان وجود دارد که تغییرات شکل گرفته شده در یک موجود برای تطبیق با شرایط محیطی در طول مدت زندگی، به فرزندان خود منتقل شود ؟
آیا پدری که در طول زندگی وزنه های زیادی را بلند می کند و قوی می شود، فرزندی بدنیا خواهد آورد که او هم از چنین قدرتی برخوردار است؟ آیا نسل های بعدی این خانواده یقینآ بازوهای قوی خواهند داشت؟
لامارک به این موضوع عقیده داشت که چنین صفات خاصی می تواند از والدین به فرزند به ارث برسد اما از آنجا که دلیل قانع کننده ای نداشت کسی نظر او را تایید نمی کرد.
قبل از زمان چارلز داروین مردم معتقد نبودند که انسان هم یک گونه از میلیونها گونه دیگر جانداران روی زمین است. آنها معتقد بودند که دستوری مافوق دستورات خلق پرنده در آسمان ویا ماهی در دریا، باعث پیدایش انسان شده است.
بسیاری از دانشمندان و حتی مردم عادی متوجه شباهت های زیاد موجوداتی ماننده شامپانزه ها و انسان شده بودند، اما پذیرفتن این موضوع که انسان روزگاری، به نوعی با شامپانزه ها در ارتباط بوده است برایشان ناگوار بود.
زمین چند سال دارد
آیا این احتمال وجود دارد که زندگی بر روی کره زمین دچار دگرگونی شود و یا رشد کند؟
متاسفانه تا سال ۱۸۰۰ میلادی تنها تعداد انگشت شماری از دانشمندان انگلیسی و فرانسوی به فکر کردن راجع به چنین موضوعی علاقمند بودند. اما هرگز نمی توانستند خود را متقاعد کنند که چه زمانی لازم است تا این تغییرات گسترده در زندگی روی زمین رخ دهد؛ آنها سن هستی روی زمین را تنها حدود ۶۰۰۰ سال می دانستند.
اما امروزه آزمایشها و اندازه گیری های انجام شده بر روی مواد رادیواکتو و محاسبه نیم عمر آنها، عمر زمین را به چیزی حدود 4.5 بیلون سال تخمین می زند. (در واقع اندازگیری میزان فساد موجود روی فسیل ها و سنگهای سخره های کهنسال که از ایزوتوپ های رادیواکتیوی با نیم عمری معادل 100 بیلیون سال هستند، این رقم را محاسبه نشان می دهد!) اگر این موضوع را دانشمندان در سالهای ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ می دانستند شاید خیلی زود نظریه تکامل را می پذیرفتند.

Darwin , 1809-1882
چارلز داروین (Charles Darwin) ، ایام جوانی
چارلز داروین در یک خانواده متمول روستایی در انگلستان بدنیا آمد. در طول روز ساعتها به پرندگان آسمان نگاه می کرد و در زیر میز اطاق ناهار خوری منزل به مطالعه می پرداخت.
علاقه به خواندن زبان لاتین، حفظ کردن شعری که حداکثر ۴۸ ساعت دیگر آنرا فراموش میکرد، نداشت. تنها چیزی که او را خسته نمی کرد مطالعه طبیعت و هستی بود.
خانواده ثروتمند او هم از طرف مادر و هم از طرف پدر جزو اقشار تحصیل کرده و روشن فکر بودند. پدر بزگ پدری اش اراسموس داروین؛ قبل از بدنیا آمدن چارلز نام داروین را به شهرت رسانده بود، چرا که او سرآمد بسیاری از علوم زمان خود بود.
یکی از پزشکان بزرگ انگلستان که از او خواسته شده بود پزشک شخصی جورج سوم پادشاه انگلستان باشد. مخترع آسیابهای افقی بود و از نیروی آنها برای فعالیت کارخانه خانواده همسر آینده پسرش استفاده می کرد.
فیلسوف بود و شعر می سرود و ایده های او بود که رمان معروف مری شلی (Mary Shelley) یعنی فرانکشتین (Frankenstein) را بوجو آورد.
اراس موس با برده داری مخالف بود و از حقوق زنان و حق تحصیل آنها حمایت می کرد. فرزند او یعنی روبرت (Robert)، پدر چارلز نیز یک فیزیکدان بود و بر خلاف پدر پر حرفی که داشت فردی آرام، متواضع و برای همگان قابل احترام بود.
مادر چارلز سوزانا وجوود (Susannah Wedgwood) زنی بود آراسته از خانواده ای فرهنگی و مشهور. اغلب بیمار بود و در جوانی هنگامی که چارلز ۸ سال بیشتر نداشت فوت کرد. یکسال پس از مرگ مادر او را به مدرسه ای فرستادند که با روشهای مدارس یونان و روم قدیم اداره می شد. داروین همواره راجع به مدرسه خود می گفت :
"هیچ چیز برای ذهن خلاق من بدتر از این نیست که اوقاتم را در مدرسه بولتر (Bulter) تلف کنم."
عدم پیشرفت او در تحصیل باعث شد تا پدرش او را از مدرسه بیرون بکشد و برای تحصیل علم پزشکی به دانشگاه ادینگبورگ (Edinburgh) در اسکاتلند بفرستد. اما در آنجا نیز علاقه ای از خود برای ادامه درس نشان نداد. پدرش به او می گفت :
"تو اصلآ به هیچ چیز اهمیت نمی دهی؛ برای تو فقط قدم زدن، به سگ و گربه نگاه کردن، دنبال کردن موش و گرفتن آن و ... اهمیت دارد. تو همه خانواده را زیر سئوال بردی و با آنان مخالف هستی."
پس از ناکامی او در ادامه تحصیلات پزشکی او را به دانشگاه کمبریج (Cambridge) برای تحصیل علوم دینی فرستادند تا شاید بعدها در کلیسا فعالیت مثبتی داشته باشد. اما او هیچ دلیلی در خود نمی دید که چنین رشته ای را دنبال کند.
American Museum of National History , amnh.org
من به هر کسی که بداند که نمی داند و اهل تفکر و در پی یافتن حقیقت است احترام میگذارم.
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹لعنت به کسی که حتی یک هزارم ساعات مطلالعه و تفکر داروین و یا هر دانشمندی دیگری را ندارد و خود را آماده نظر دادن میداند.اما از دید منطق چنین ادمهایی را باید بخشید چون در جهل مرکب هستند و با گوسفند فرقی ندارند.شرمندم.چنین ادمهایی بسیار عصبانی ام میکنند
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹آیا پیدایش وساختاروتکامل کیهان وآفرینش وحیات درجهان وراز بقاء را میتوان ازخداوندى دانست که هرگز اورا ندیده، نشنیده وبآشنائیش نائل نشده اند, ازدوزخ وپردیسش بازنگشته ویا خبرى نداده اند. آیا نسبت دادن حیات به متافیزیک قابل قبول است. آیا میتوان رازبقاء و پیدایش زندگى وتکامل موجودات را درجهان ودنیا این گونه بى نقش و نگار وبى آلایش وساده انگاشت وتعریف وترسیم کرد. آیا واقعا کیهان وجهان طبق ادعای کتب ادیان دیرینه درهفت روزساخته شده؟ ترتیب وشکل گیری وساختارکل گیتی, آسمان با ستارگان ومنظومه شمسی وزمین به این سرعت پدید آمده؟ چگونگه بوده آن تغیروتحول, از کجا آمده این کائنات بى انتها. حیوانات و جانوران چه وقت وچگونه آفریده شدند. آدم وحوا را خداوند از بهشت به زمین خاکی فرستاد, چگونه بزمین آمدند وزاد وولد کردند وفزونى گرفتند. آیا آنهایکتاپرستى را بزمین آوردند وسرچشمه پرستش خدائی دانا و توانا ولى کینه توزو سختگیر ازایشان است. اما چرا بسیارى ازنوادگانشان به بت پرستى روى آوردند ویاخدایان بسیاریرا پرستش کردند حتى ازپرستیدن خداوند سرباز زدند.فیلسوفان بنام مانند توماس هابس و باروخ اسپینوزا میگویند منشا خدا پرستى ازبطن خود بشربرخاسته, ساخته وپرداخته ذهن انسانیست. وحشت, اندوه ، ناامیدی ، ترس و خرافاتیکه ازنادانى بشرتراوش میکند آفریدگار اصلى خداوند یا خدایان است.
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۸سلام به تمام خواننده گان مطلب : تمام انسان ها میداند که علم انسان ناچیز و کم است ولو اگر یک انسان تمام عمر خود روی یک مساله طبعت کار کند باز هم ممکن بسیار مشکلات در پیش روی خود دید.دین مقدس اسلام و هم تمام ادیان که به وحدانیت الله ج عقیده دارد، به این عقیده است که انسان هااولاد آدم و حوا است.من ازکسانیکه، مطلب فوق راتایید میکند درباره این مطلب یک سوال دارم اگر انسان از نسل شادی است پس چرا شادی خود تکامل نکرده و شادی مانده و هم چرا این تکامل متوقف شد یعنی انسان بعدا چه خواهد شد.
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۸فکرنمی کنم مسایل خانواده گی داروین و پیروان تیوری او ربطی به انسانها پیدا کند.
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۸باعرض سلام به تمام آنانیکه باوردارند که از آدم (ع) و بی بی حوا پیداشده اند.
اما بعد روز داروین یعنی روز شادی و بوزینه پرستان
فکر میکنم آنانیکه مدعی چینین نظریه استند بالای خود عریضه کرده اند و می گویند که دیگران باید ایشان را شادی (شامپانزی) بوزینه صدابزنند.
والسلام
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸فرید جان راست میگی اما نگو برای وطن
به قول پوشکین دانشمندان وهنرمندان از هر قوم وملیتی که باشند مطعلق به تمام دنیا هستند.
همیشه میگم وطن پرستی یعنی دشمن دانستن ممالک دیگر
اکنون صحبت از Globalization است.
دی ۱۲م, ۱۳۸۸سلام خوب بود از این جور مطالب بیشتر استفاده کنید من که حظ بردم ممنون
دی ۳م, ۱۳۸۸ba salammm
بهمن ۶م, ۱۳۸۶matalebe besiar khoobi bood faghat omidvaram ke ma iranihaye ba esalat dar jahan ham betoonim mohaghgh haye khoobi vase vatanemoon bashim na faghat yek khanande